Gone Girl - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
+ چرا این دختر اینقدر شبیه توست؟! - اصلا شبیه من نیست! +چرا...!خیلی شبیه خودته!مخصوصا انگشت هاش... - ... + آره خب! همه شبیه تو اند ولی این یکی اصلا انگار خودته! - شاید چون دلت برای "من" تنگ شده! + ... پی نوشت: سحر است...
جانِ جدید - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
تو را به جان مردی که بعد از من،عاشقت کرده قسم،مراقب آن پیراهن بلند آبی رنگت باش...انگشتان من،بیش از هر چیز دیگری،دکمه های همان پیراهنت را لمس کرده اند...
درهم - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
دیدی گفتم! ببین داری تو هم یه قبر می کنی گوشه ی قبلم...!
خدای خاکستری - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
تو...اسطوره ی خاکستری من...تو...خدای خاکستری رنگم...تنها تویی که درون قلبم مانده ای...دقیقا درون قلبم؛دقیقا گوشه ی سمت راست قبلم،تویی...صدایت،اسمت،عکس هایت و هر چیزی که با تو است،قلبم را گرم میکند؛گوش
تلخ است و می چسبد... - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
اثاث خانه را کشیدیم و سیگار را تا آخرین نخ حالا چند ساعتی است تنها تنهایی می کشم تنهایی هم که لایت و اولترا ندارد تنهایی تلخ است و میچسبد چمدان تلخ است و می چسبد به دستانت به جای دستانم من در تمامی بی تو غمگینم و ادامه نمیدهم اسکارلتِ دهه ی شصتِ من... (سجاد افشاریان)
نگو... - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
دلبرکم چیزی بگو به من که خاموش تو ام به من که همبستر تو...اما فراموش توام...
مالنای گم شده تو دنیای فالاچی - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
من نمی دانم محو چه چیزی از او می شوم... محو صدایش به وقت خواندن قصه هایش؟ محو خاکستری هایش؟ محو آن برف های بی نظیری که روی موهایش نشسته اند و خبر از میان سالگی اش می دهند؟ آن گل های ریز نقش که گاه روی
یکی مانده به آخرین همیشه - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
سالهاست همچنان دغدغه ی هرسالِ بودنِ من نبودنِ توست...
there is no end - تاریخ: 1397/10/28 ساعت: 1:02
تو بیشتر از اینکه دلیل ادامه ی زندگیم باشی دلیل تموم نکردن زندگیم بودی.
خانه و خاطره - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 5:40
نازنینم... اینکه تو دست از سر من بر نمی داری یعنی صلح رویایی است بیهوده... مثل وعده ی بهشت...که تا نمیریم نمی فهمیم کجاست و چگونه است... این که رهایم نمی کنی یعنی باید فکر با صلح زندگی کردن را به گور ببرم... نازنینم...جانم... من اما با صلح حرف میزنم... بیا و بگو دست برداشته ای...رها کردی...همه را..
بیداری را خوب دیدن - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:59
من شک ندارم خیلی وقته دنیا تموم شده و ما داریم توی توهم هامون به شکل کابوس واری،خواب زندگی کردن می بینیم... شک ندارم دنیا تموم شده ، فقط نمیخواد خودشو لو بده!
با دلبر - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:59
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چی زی - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:59
من و تو حال خوب خانه بودیم در آن خانه هنوز هم آسمان هست وجودی دارم از مهرت گدازان وجودم رفت و مهرت همچنان هست...
با گریه بخوانیم - تاریخ: 1396/2/10 ساعت: 21:41
بالاخره یک روز باید بپذیرم که نمی شود از تو فرار کرد... باید بپذیرم نمی شود از روی چاه سیاه و عمیق دلتنگی پرید... بالاخره یک روز باید قبول کنم که علی رغم تمام راه هایی که برای برگشتن هست،نباید برگشت... . پی نوشت1:عمر این وبلاگ فقط تا 16 مطلب دیگر است. پی نوشت2:دختری که دهانش بوی داغ و تند سیگار می د...
چشماتو ببند و بخواب... برای همیشه بخواب! - تاریخ: 1396/2/10 ساعت: 21:41
تو بمیری... زندگیم عوض میشه و این از همه چیز برام مهم تره!
چه هولناک...چه آرام... - تاریخ: 1396/1/16 ساعت: 3:25
به نظرم فُرمِ زندگی،شبیه یک بطری نسبتا بزرگ است که مایعی (آب،مشروب،نوشابه یا هر مایع دیگری)درون آن است؛تمام مایع درون بطری مزه ای واحد دارد و ما یک بار آن را تا نصفه،تا یک سوم اول یا آخر یا هر قسمت دیگرش سر می کشیم و انتهایش می ماند برای بقیه ی روز ها...بقیه ی روز ها،همان مزه را دارند...ته مانده ی ه...
بی دلیل - تاریخ: 1396/1/16 ساعت: 3:25
من هنوز گاهی دلم می لرزد... و حالا فکر میکنم چقدر مزخرف اند آنهایی که ما را ترک کرده اند!
خطر - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 13:06
آدم نباید به خاطر این که بدبخت نیست خوشحال باشه آدم وقتی خوشحاله که خوشبخت باشه صرفا بدبخت نبودن که خوشبختی نیست!
این روند رو به تکرار - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 7:16
تمام قصه های زندگی ما ها قضیه ی همونیه که یه کاکتوس خرید و عاشق کاکتوسش بود ولی کاکتوسش هم خشک شد و از بین رفت!
قبل هر چیز بگویم - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 22:07
زندگی برای هر کسی ، یک دروغ بزرگ در مشت خودش دارد؛وقتی این دروغ را به آدم ها نشان بدهد،همه چیز مثل یک خواب رنگی و رویایی می شود.همان طور که در عالم خواب هر کس به هر چه دلش می خواهد می رسد،وقتی زندگی آن دروغ بزرگ را برای آدم ها رو می کند هم همین اتفاق می افتد اما در بیداری محض... . تلخی این دورغ این

برچسب‌های مرتبط

پس لرزه های غزل | پس لرزه | پس لرزه های زلزله | پس لرزه چیست | پس لرزه در اهواز | you are still my blue eyed girl | moonbow tropics | moonbow definition | moonbow cumberland falls 2016 | moonbow in kentucky