نیمه تمام - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 8:43
خطرناک تر از بقیه ی آدم های خطرناک،آدم هایی هستند که تنها چیزی که خوشحالشون میکنه،تموم شدن چیزیه...!تموم شدن ماه سال آدم ها و زندگی
دومین بیست و دوم - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 8:43
... و نبودنت است که تکرار می شود...
تولد آبی - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 8:43
پیامبر رنگ آبی ها... من از اینجا از دور ترین نقطه ی ممکن از محال ترین جای دور تولدت را تبریک میگویم به خودم که رسالتت،این چنین آبی است...!
دیدی که آب آمد و از سر دریا گذشت و تو...نیامدی...! - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
دیدی که بد شد آخر این همه قصه ی بد؟ دیدی که خوابیدی این بار تا به ابد؟ دیدی که راهی نبود که ختم شود به آزادی؟ دیدی که قسمت به ما نشد پنهان کردن این شادی؟ دیدی آخر سر رخنه کرد در دل ایمانت شک؟؟؟ و چه ساده لو رفت همه ی زندگیمان زیر کتک...
آورده اند که... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
حالا من موندم و سایه ام که از تنهایی بُغ کرده من و این نقطه ی پایان که دنیامو قُرُق کرده...
تو...خیلی چیزا رو نمی فهمی!من...خیلی حرفا رو سرم میشه...! - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
من به تو فکر میکنم...به این که چه سیاه چاله هایی داری برای عاشقت شدن... فکر میکنم...به این که وقتی فکرش را بکنی،هرکسی چه سیاه چاله های فجیعی دارد برای عاشق شدن... بعضی از این هرکسی ها هم،یا فقط سیاه اند یا فقط چاله... به هر حال،فکر میکنم که حفره ای تاریک و جذاب داری برای سقوط در آن...فقط برای سقوط.....
از کمان رفته بر نخواهد گشت - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
همه ی آدم ها یک جایی در یک مقطعی از زندگیشان،تکه پاره شدن بال های آرزوهایشان را احساس میکنند...همه یک روزی بی آن که دفن شوند،می میرند...بالاخره هر کسی برای یک بار،فقط برای یک بار،آنچنان لت و بار می شود که از آن لحظه به بعد دیگر نمی تواند خودش را زنده قلمداد کند...می شود یک حجم از خونمردگی و کبودی و ...
طوفان ما بعد از آرامش! - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
او رفت و با خود برد خوابم را دنیا پس از او قرص و بیداری است دکتر بفهمد یا نفهمد باز عشق التهاب خویش آزاری است جدی بگیرید آسمانم را من ابتدای کُند بارانم لنگر بیندازید کشتی ها آرامشی ما قبل طوفانم من ماجرای برف و بارانم شاید که پایی را بلغزانم آبی مپندارید جانم را جدی بگیرید آسمانم را آتش به کول از ک...
چه خوب که ... ! - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
چقدر خوبه که حالا که نیستی شاعر گفته : "انگشتای کشیده ات رو کِش بده تا آخر من..." ! یه درصد فکر کن وقتی بودی همچین شعری گفته می شد!
ای نا به جای من - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
تولدت یعنی: شروع گا ی من دچار درد توست روز و شبای من... حیف من از خسته حیف از همین چند خط به اصل و به ذات و به باعثت لعنت...! از :سعید کریمی
آبی آبی خاکستری ها... - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
"ریک:الان تمام جزئیات اون روز رو یادمه...لباس آلمان ها خاکستری بود و تو آبی پوشیده بودی لاند: اون لباس رو گذاشتم یه گوشه که وقتی آلمان ها رفتند،دوباره بپوشمش..." من اما فکر میکنم که هیچ وقت جنگ توی جهان ما تموم نمیشه...و این خاطرات آلمانی صفت،قرار نیست از مغز من برن تا من بتونم اون لباس آبیم رو دوبا...
ماییم و نوای بی نوایی - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
میترسم...میترسم من یکی بشم کمتر از علی*...یعنی گذشته از این که بشم همون کسی که میخواست دنیا رو عوض کنه ولی فرو رفته توی غارشو فقط نگاه میکنه؛حتی راننده آژانس هم نشم...!این یعنی کمتر از علی شدن... * علی شخصیتی است در فیلم چیزهایی هست که نمی دانی
به جهنم - تاریخ: 1395/11/26 ساعت: 3:03
به جهنم که رفته ای چند صد کیلومتر آن طرف تر و دلتنگی خفه ات میکند! اصلا به من چه آنچه تو خوشبختی تعریفش می کردی حتی نزدیکت هم شده یا نه! به من دیگر ارتباطی ندارد شب ها قبل از خواب چه طوفان هایی سراغت می آیند و فکر کردن به رنگ رگ های روی دست کدام مردی آرامت می کند! همشان به جهنم! من پوست به کلفتی کرگ...
رویش بی رویه ی قلب! - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 19:08
آدم هایی که در گذشته مانده اند هیچ وقت به هم نمیرسند... به دیگری نمیرسند... Happy birthday blue Sara...
آتش باران - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 19:08
خیال نکن آتش به جان باران انداختن کار سختی است!!! صدبار بیشتر گفتم وقتی یک بار کاری را انجام بدهی،انجام دوباره اش خیلی راحت تر است بار سوم راحت راحت و دیگر می شود عادت! یک روز ناگهان می بینی از زمینِ مانتوی آسمانی رنگت،آتش می بارد جای باران! پی نوشت: بی من نپوش "مانتوی" آبی ات رو تو اون لباس ساده و ...
پس لرزه - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 19:08
سالهاست باد به آسیاب میریزم و آب در هاون میکوبم تا فراموشت کنم! پی نوشت: آخر نفهمیدم آن شب اشک من بود...یا که باران...؟
سرگیجه ی سرخ - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 19:08
انگار مغزم شل شده...! گوش هام ذوق ذوق می زنند چشمام...انگار پلک هام فلج شدند کیسه ی بوکس هم اگه دو ساعت مدام بهش ضربه زده بشه می ترکه! چرا توقع دارید آدم از بودن با شما ها جون سالم به در ببره؟! تا حالا سر خودتون رو کردید توی مخلوط کن و اونو روشن کنید؟! من هر روز صبح که چشمامو باز می کنم و از تختم می...
به سردی سارا - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 19:07
باور نمی کنم ولی...انگار غرور من شکست اگه دلت میخواد بری... اصرار من بی فایده است...! سروش دادخواه
مضحکه ی دنکیشت - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 18:25
بدان و آگاه باش! جهان امروز تو بتمن و سوپرمن و ابر قهرمان نمیخواهد! جهان تو حتی شهید خط مقدم در دفاع از مقدساتت هم نمیخواهد جهانت حتی صلح هم نمیخواهد!!! جهان تو کسی را میخواهد که جرأت کند در چشمانت زل بزند و بگوید عاشقت شده!
You are still in blue - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 5:59
نمیدانم وقتی از مسیر نگاه من رد می شویمن ظاهرا به چه حالتی دچار میشوم نمیدانم وقتی چشم در چشم می شویم من چقدر عجیب و غریب به نظر می آیم نمیدانم چه مرگم می شود وقت دیدنت که تو اینقدر غلیظ نگاهم میکنی...اینقدر آبی... ولی کاش به این خاطر باشد که فهمیدی...عاشقت شده بودم... I'm still in blue love...even ...

برچسب‌های مرتبط

پس لرزه های غزل | پس لرزه | پس لرزه های زلزله | پس لرزه چیست | پس لرزه در اهواز | you are still my blue eyed girl | moonbow tropics | moonbow definition | moonbow cumberland falls 2016 | moonbow in kentucky