آبان...باران...ماهی...کاشی ها...
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 5:59
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله... دل اسیره آرزوهای محاله غبار پشت شیشه میگه رفتی ولی هنوز دلم باور نداره... خاطره مثل یه پیچک می پیچه رو تن خسته ام دیگه حرفی که ندارم...دل به خلوت تو بستم... (پیچک)
MOONBOW
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:27
شاید باورتان نشود ولی رنگین کمان هایی هستند که در شب هم دیده می شوند...مثلا در کنار آبشار ها... به آن ها می گویند رنگین کمان های قمری...:MOONBOW
عشق دورم
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:27
بعضی ها اگر اینقدر دور نبودند و می شد به دستشان آورد بعضی های دیگر در یک اقیانوس به عمق یک بند انگشت گیر نمی افتادند!
کیست که من را بنویسد؟
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:26
سارای سردم... باور کن تمام بدبختی مان این است که دنیایمان واقعی است! همین! مثلا همین سردی تو...که واقعیت محض است...مثلا همین سکوت محض من... سارا...صاحبِ سکوتِ من... اگر من را کسی می نوشت و در نوشته اش من را عاشق تو می کرد،بی شک اول برف های پوست صورتت را بر من می باراند بعد من را لا به لای بهمنِ نامت...
این حرف ها نشانه ی سودا نیست؛من حدس میزنم که جنون دارم
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:26
دوری ات از منزیبا ترت میکند...هر چقدر دور تر میشوی،خواستنی تر می شوی... اگر قدم به سمت تو بر نمیدارم برای همین زیبایی ات است... شاید اگر نزدیکت شوم،دیوانه ات شوم کور تو بشوم کر تو بشوم آن وفت دیگر حتی اگر به همین فاصله هم بازگردم،فقط دیوانه ی داشتنت می شوم و زیبایی ات،هدر می رود!
تونل کندوان نگاه توئه
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:26
همانطور که دنیا تابِ روایت خاطرات زخمی تو را ندارد طاقت عشق پست مدرنت را هم نخواهد داشت ترانه خوان آوانگاردِ من البته که تو از سر این دنیا زیادی! البته که تبریک برای بودنت در این دنیا کم است مرد آنارشیست...تولدت مبارک "برای زادروز رضایزدانی"
سقط جنون
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:26
مگه آدم چند بار میتونه قلبشو از جا در بیاره و بندازه جلوی یه سگ خور...؟!
بوف کور
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:26
تو زندگی آدما دردایی هست مثه خوره که روحو توی انزوا ذره به ذره میخوره
بدون عنوان
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:25
همیشه باید از جاهایی که فکرش را نمیکنی منتظر چیزهایی که فکرش را نمیکنی باشی! حتی این که یک نفر دیگر جای تو نفس بکشد! حتی این که تو عاشق کسی بشوی اما او هیچ عاشقی نداشته باشد! حتی این که تو اصلا تو نباشد!
شبِ بی من
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:25
شبِ بی من بودنت خوش شعله ی خاموش دل کُش آخرین معجزه ی من... : شبِ بی من بودنت خوش...! من به بی تویی دچار و تو به مرگ کوچه سرخوش ردپات مونده رو قلبم...شب بی من رفتن خوش! یه طرف کابوس عشق و یه طرف بهت همیشه هرچی ابر خون چکیده است توی چشمام خلاصه میشه... جاده ها دل نگران اند که تو برگردی دوباره انگاری ...
این آخرین شام از آخرین پاییز
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 4:25
فرقی نمی کند کسی را ته دلت داری یا نه...کسی ذهن تو را آغشته به خودش کرده یا نه... مهم نیست اگر می نویسی:کسی عاشقم نمی شود...اگر کسی بیشتر از من عاشقت می شود... نه مهم است و نه فرقی دارد که دلت،دل دل کند برای دیگری و دل من،دلگیر شود از بی تویی... آخرش تو ضیافت عاشقانه ی بزرگی را از دست داده ای...وگرن...